السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

426

تفسير الميزان ( فارسي )

سوم اينكه : غير از حقيقت مذكور ، كه گفتيم امر خداست ، امر ديگرى در اين بين در كمين مردم هست تا ايشان چه وقت وضع خود را تغيير دهند ، و خداوند در باره آن امر فرموده كه : وقتى اثر خود را مىگذارد كه مردم وضع خود را تغيير دهند ، در اين هنگام است كه خداوند هم بوسيله اين امر نعمتهايش را تغيير مىدهد . و يكى از موارد تاثير آن امر آمدن و سر رسيدن « اجل مسمائى » است كه اختلاف و تخلف ندارد ، و در باره اش فرموده : « ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى » « 1 » و نيز فرموده : « إِنَّ أَجَلَ اللَّه إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ » « 2 » . چهارم اينكه : امر خداوند بر متون اشياء و حواشى آنها در هر حالى مسلط است ، و هر چيزى چه در حال ثبات و چه در حال تغيرش مطيع امر او و خاضع در برابر عظمت اوست ، و اينكه هر چند امر الهى ابعاضى داشته و آن ابعاض با هم مختلفند ، اما در عين حال به امر معقب و حافظ و امر تغيير دهنده نعمت تقسيم مىشود كه در عين حال نظام واحدى دارند كه تغيير و تبديل ندارد ، و خداوند در باره اش فرموده : « إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » « 3 » و نيز فرموده : « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 4 » . پنجم اينكه : از قضاياى حتمى و سنت جاريه الهى يكى اين است كه همواره ميان احسان و تقوى و شكر خدا ، و ميان توارد نعمتها و تضاعف بركات ظاهرى و باطنى و نزول و ريزش آن از ناحيه خدا ملازمه بوده و هر قومى كه احسان و تقوى و شكر داشته‌اند خداوند نعمت را بر ايشان باقى داشته ، و تا مردم وضع خود را تغيير نداده‌اند روز بروز بيشتر كرده است ، هم چنان كه آيات زير بدان اشاره مىكنند . « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » « 5 » و « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » « 6 » و

--> ( 1 ) ما آسمانها و زمين و آنچه راى كه در ميان آن دو است خلق نكرديم جز به حق و براى سرآمدى معين . سوره احقاف ، آيه 3 . ( 2 ) بدرستى كه وقتى اجل خدا برسد تاخير انداخته نمىشود . سوره نوح ، آيه 4 . ( 3 ) همانا پروردگار من بر صراط مستقيم است . سوره هود ، آيه 56 . ( 4 ) همانا وقتى خداوند چيزى راى بخواهد و بگويد : باش موجود مىشود . سوره يس ، آيه 82 . ( 5 ) و اگر اهل قريه ها ايمان بياورند و تقوى پيشه كنند ، ما درهاى بركات راى از آسمان و زمين برويشان مىگشاييم ، ولى تكذيب كردند ، ناگزير ما نيز به آنچه كردند گرفتارشان ساختيم . سوره اعراف ، آيه 96 . ( 6 ) اگر شكر بورزيد به يقين نعمتتان راى زياد مىكنم و اگر كفر بورزيد بدانيد كه عذاب من شديد است . سوره ابراهيم ، آيه 7 .